عبد الحسين نوايى

407

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

فحمدا له ثم حمدا له * على ما هدانا لشكر النعم فشكرا له ثم شكرا له * على ما كسانا لباس الكرم خداوندى كه هفت دريا را در زير قدم اشهب گيتى نورد اقدس ارفع و الا و لواى سركشان را در نظر همت برسازد و عزم بحر نماى خاقانى را كه آب حيات است [ ] « 1 » البته اين نوع عنايات و فيوضات تازه را از لطف و مرحمت بىاندازه به عرصهء ظهور مىآورد . چون توپخانهء بسيار به دست غازيان شير شكار آمده بود قريب بيست هزار نفر از ايران و توران و جمعى كاصحاب دين و بعضى از توپخانه و فيلان كوه توان از اردوى همايون روانهء حدود كابل فرموديم . البته آن فرزند ارجمند احوالات آن سمت را مفصلا و مشروحا عرضه داشت سدهء سنيهء و الا خواهد نمود كه بعد از وصول عريضهء آن جماعت از كابل عازم بلخ و از آنجا متوجه دار - السلطنهء هرات گردند و عالىجاه عاشور خان را مقرر فرموديم كه بعد از نوروز روانهء بلخ نمايد . البته به نحوى كه مقرر شده معمول داشته و اين فتح نمايان را كه اعظم عطاياى الهى و از خزاين عنايات نامتناهى است ، سواد فرمان را به تمامى ممالك محروسه ارسال داشته كه دولت‌خواهان را باعث نشاط و سرور و بدخواهان را موجب خذلان و ثبور گردد . و در انتظام و انتساق امور ممالك ساعى بوده به عنايات سبحانى مستظهر و به اشفاق سرشار خديوانه مفتخر و اميدوار بوده كه ان شاء الله تعالى هر يك از دور و نزديك كه در اين دولت در مقام مخالفت و و ناسازگارى باشند به جزاى عمل خود گرفتار و هر يك كه مستظهر اخلاص و خدمتگزارى بوده كامياب آمال از اين دولت نادره خواهند گرديد . « 2 »

--> ( 1 ) - عبارت مغشوش به نظر مىرسد . على القاعده در استنساخ سهو و سقطى روى داده است . ( 2 ) نادرنامه ص 555 تا 560